خرید بک لینک
حاجی آقا ریسه ها را کشید وسط کوچه و رفت روی نردبام .

منوچهر پای نردبان را گرفت . و حاجی آقا رفت روی نردبام .

گرچه عروسی پسر حاجی آقا بود آن روز .

ولی او هنوز مثل قدیم ها ، هر وقت بالای نردبام می رفت ، به یکی از خانه های ته کوچه خیره می ماند .

به خانه ای که مرضیه هنوز توی آن زندگی می کرد .

به خانه ی زنی خیره می ماند که هنوز دوستش داشت .

.

.

مرتیکه نگاشت : سیمای زنی در دوردست اثر سون آپ

برچسب: نویسنده: کیان عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:08

صفحه بندی