خرید بک لینک
دوتا قسط اجاره خانه را عقب بودیم .
عزیز رسید سر کوچه .
آقاجان را دید که نشسته بود دم در
و داشت بهمن کوچک دود می کرد .و به هیچ جا خیره بود .
عزیز رسید دم در خانه .
گفت سلام . آقاجان یکه ای خورد و بهمن را قلاف کرد .
عزیز خندید .
آقاجان ولی خجالت کشید .
.
.
مرتیکه نگاشت : بهمن کوچک من اثر سون آپ

برچسب: نویسنده: کیان عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:08

صفحه بندی