دلش می خواست برود توی ماهی تابه . و سرخ شود .
دلش می خواست طور دیگری ، غیر از قاچ شدن ، مرگ را تجربه کند .
یکجوری که یک صدایی ازش لااقل دربیاید .
تا مارگارت ، آشپز آن خانه ، برای یکبار هم که شده نگاهش کند .
.
مرتیکه نگاشت : پیژامه ی زرد پدر اثر سون آپ
برچسب:
نویسنده: کیان عباسی